همسفر دل

سفری در پیش است، سفری که نمیدانم خاطره رنگی من خواهد شد یا......... میروم تا شاید این روح آواره به خانه امن دل بازگردد، میروم شاید این دل بی سامان زندگی از سرگیرد وبهانه هایش را به دست باد بسپارد. رنج سفر رابه جان میخرم تا این قلب رنجور بداند درد او درد منست ، سوغات من شکوه وگلایه نیست .... یک دل تنگ است، تنها دارایی من دلی ساده وبی ادعا بود که حال تصاحب شده، به دیدار صاحب دل میروم شاید دل را نزد او بازگذارم وتا نفس برسینه ام میهمان است همدم صاحبخانه شوم و شاید هم مهر دل را بدهم وجانش را از قید این اسارت رها سازم، اگر راضی شود ،آخر او درخانه را بر روی هرکس نمی گشاید چراکه یقین دارد آنکه صاحب این خرابات است همان است که باید باشد، اما من قول میدهم حال وهوایش را چراغانی کنم زندگی را از نو بنا خواهم کرد او را از نو مهیا خواهم ساخت. ره آورد سفر هرچه باشد به فال نیک میگیرم دست در دست تقدیر میسپارم وبه امیدفردایی روشن راه را هموار میسازم آرامش را میهمان دل میکنم اما چه چاره ، باز این دل شیدا چنین نجوا میکند.                                                  

 "درنظربازی ما بیخبران حیرانند

من چنینم که نمودم دگرایشان دانند

عاقلان نقطه پرگاروجودند ولی

عشق داند که درین دایره سرگردانند"

/ 4 نظر / 41 بازدید
محمدرضا

سلام دوست عزیز. وبلاگ زیبایی داری. مطلب آخرت برام جالب بود. خوشحال میشم به سایت من هم سری بزنی . اگه دوست داری تبادل لینک کنیم لینک سایت من را بزار تو وبلاگت و از ویلاگت بیا تو سایتم تا من هم لینک وبلاگ تو را داشته باشم آدرس وبلاگت را هم برای یاهو آی در من بفرست من به وبلاگ تو لینک میکنم http://bazar3.ir bazar3@ymail.com

mashgh eshgh

سلام خوبی؟ وبلاگتون قشنگه امیدوارم روز به روز موفق تر بشید خوشحال میشم به وبلاگ منم سر بزنی نظرتو برام بنویسی راستی خوشحال تر میشم اگه با هم تبادل لینک کنیم! منتظرم...

کهن

سلام دوست عزیز خیلی وقته سری به ما نمی زنی.مطلبت خیلی قشنگ بود.بیا نظر بده آپم

الهام

سلام آزاده جان خیلی وقت بود نخونده بودمت عزیز بروزم [قلب][گل]